+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 0:14 توسط مجید |
اين هم يك برنامه به زبان برنامه نويسي سي پلاس است كه مانند 118 عمل مي كند
سورس برنامه را برايتان گذاشته ام در ادامه ی مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 23:56 توسط مجید |

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 23:21 توسط مجید |

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 23:15 توسط مجید |
عشق
بخشيدن است هنگامي كه فراموش كردن سخت مي نمايد
.دستگيري است و رها نكردن
.اميدوار كه فردا چون امروز پر شكوه خواهد بود
.بازگويي رازها و نجواها
و لذت بردن از شب هاي غرق در ستاره و از همه مهمتر
عشق ان است كه بداني كه ديگر تنها نخواهي ماند
.+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 0:39 توسط مجید |
کلبه عشق بده دستاتو به دستام تا با هم کلبه بسازیم، کلبه ایی پر از من و تو از من و
تو ما بسازیم. دور بشیم از همه مردم واسه درد هم بمیریم، با ستاره ها
بخوابیم با ترانه جون بگیریم. کلبه ایی اندازه عشق، باغچه ایی وحوض و
گلدون. سر تو باشه رو شونم ،مثل لیلا مثل مجنون
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 0:37 توسط مجید |
اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است
اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است
اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 0:34 توسط مجید |

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 0:32 توسط مجید |

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 0:9 توسط مجید |
روی تخته سنگی نوشته شده بود :((اگر جوانی عاشق شد چه کند؟))
من هم زیر آن نوشتم: باید صبر کند برای بار دوم از آنجا می گذشتم زیر نوشته ی من کسی نوشته بود اگر صبر نداشته باشد چه؟ من هم با بی حوصلگی نوشتم :بمیرد بهتر است برای بار سوم که از آنجا می گذشتم انتظار داشتم زیر نوشته ی من نوشته ی باشد اما زیر تخته سنگ جوانی را مرده یافتم
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 15:47 توسط مجید |
| ||||||